مرقع زرین (اوراقی زرین از اساتیدخوشنویس)
گرامی احمد سلطانیان تهیه شده است
قطعه نستعليق - مرحوم شاه محمود نيشابوري
اي شاه حسن جور مكن بر گداي خويش / ما بنده توئيم بترس از خداي خويش
صدبار آشنا شده اي با من و هنوز / بيگانه وار ميگذري زآشناي خويش
حيف است هرجفا كه به اغيار مي كني / بهر خدا كه حيف مكن بر جفاي خويش
قدر جفاي تست فزون از وفاي ما / پيش جفاي تو خجليم از وفاي خويش
چون خاك پاي تست هلالي بصد نياز / اي سروناز سرمكش از خاك پاي خويش
مشقه العبد شاه محمود نيشابوري
منت خداي را عزوجل كه طاعتش موجب قربت است و به شكر اندرش مزيد نعمت . هر نفسي كه فرو ميرود ممد حيات است و چون برمي آيد مفرج ذات . پس در هر نفسي دو نعمت موجود است و بر هر نعمتي شكري واجب
فقير علي الكاتب السلطاني
«نیام صبح به مرغ سحر»
«حدیث یوسف و یعقوب مختصر کردیم»
«ز غایبی به رفیقی خبر که می آرد»
«مرا ز غایب من»
عماد الحسنی
الهی تا جهان را آب و رنگ است / فلک را دور و گیتی را درنگ است
مدامش بخت و دولت یار گردان / ز نخل عمر برخوردار گردان
العبد میرحسین الحسینی المشهور به میرکلنگی
همیشه تا که ز تاثیر ابر نوروزی / چمن شود ز ریاحین چو جنه الماوی
نهال عمر تو سرسبز باد و بد خواهت / بزیر خاک چو بیخ درخت ناپیدا
العبد الداعی میرعلی
هوالمعز
جوان و جوان بخت و روشن ضمیر / بدولت جوان و به تدبیر پیر
بدانش بزرگ و بهمت بلند / به بازو توانا به دل هوشمند
مشقه محمدصالح هروی غفر ذنوبه
هو العزیز
بارها با خود این قرار کنم / که روم ترک عشق یار کنم
باز اندیشه میکنم که اگر / نکنم عاشقی چکار کنم
کتبه العبد المذنب محمد اصغر
خوبان سر خود که بی وفایی نکنید / وزعاشق خویشتن جدایی مکنید
با یار بسر برید تا آخر عمر / یا روز نخست آشنایی مکنید















با یاد تو آسمان دل آبی تر